تماشايي شدم انگار

شعر عاشقانه

اين وبلاگ را براي كسي درست كردم كه دوسش دارم اما او مرا دوست ندارد

تماشايي شدم انگار


چه می خواهند از جان من اين اشباح هول انگيز؟
چه سرگردانی ای دارد دلم تا صبح رستاخيز!
ببين! خاکستر من در مسير باد می رقصد
تماشايی شدم انگار در آيينه ی پاييز
کويرم –خالی ام از لذت سرشار رُستن ها–
نمی گيرد سراغم را صدای پای باران نيز
پُرم از خاطرات کهنه ی يک عمر جان کندن
نشد دستم، دلم، از آسمان، از روشنی، لبريز
ببين! تاريکم و در کوچه ی غمگين شعر خويش
به دنبال تو می گردم، بهار روشن و گل ريز!




نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





+ نوشته شده در دو شنبه 7 فروردين 1391برچسب:, ساعت 23:53 توسط دل شكسته |